☼ _ Pars Boys _ ☼
چاندراسکار
است، در 30 مرداد ماه 1374 وفات یافت. او بخاطر کشف خود در مورد حد بالای جرم ستاره ای از نوع کوتوله سفید، معروف شد و به همین دلیل، جایزه نوبل سال 1362 فیزیک را دریافت کرد. چاندرا از خانواده تحصیل کرده هند جنوبی بود. پدرش عیار ، مقام بالایی در راه آهن هند دارا بود. عیار ، سه پسر داشت، چاندرا در مهرماه 1289 در لاهور ، هندوستان به دنیا آمد.
کوچ کردند.چاندرا دانش آموز باهوشی بودو در 15 سالگی وارد دانشگاه پرزیدنسی ،مشهورترین دانشگاه مدرس شد ودر سال 1306،او رشته فیزیک راشروع کرد و در سال 1309 فارغ التحصیل شد.
آماری فرمی - دیراک ، و کارهای فولر درباره ساختمان کوتولههای سفید. این مطالعات او را به نوشتن اولین مقاله علمیاش با عنوان "پراکندگی کامپتون و آمار جدید" تشویق کرد که در "خلاصه مقالات انجمن سلطنتی" در 1307 به چاپ رسید. بعد از فارغ التحصیلی ، بر اساس همین مقاله ، بوسیله فولر ، به عنوان دانشجوی پژوهشی ، در دانشگاه کمبریچ پذیرفته شد.
می کرد، بعد از بر طرف کردن حالت دریا زدگی خود ، مقاله فولر را بخاطر آورد، تصمیم گرفت که آن را با نظریه نسبیت خاص در فیزیک ترکیب کند.
کوتوله سفید میتواند تنها بر اساس جرم حدی مشخصی که به ثابتهای اساسی فیزیکی مانند h.G و جرم اتم هیدروژن بستگی دارد، وجود داشته باشد و این جرم در حدود 1.45 برابر جرم خورشید بود. دو اخترفیزیکدان بزرگ انگلیسی ، ادینگتون و مایلن ، این نتیجه را باور نداشتند و هیچ کدام از آنها ، انتشار مقاله چاندرا را بوسیله انجمن سلطنتی توجیه نکردند. چاندرا ، به ناچار مقاله خود را به مجله اختر فیزیک در آمریکا فرستاد که در فروردین 1310 انتشار یافت.
دکترای خود را گرفت و به عنوان عضوی از دانشگاه ترینیتی در آمد که شگفتی بسیاری برایش آفرید. اکنون احساس آرامش و اعتماد بیشتری میکرد و دوباره به مسأله کوتوله سفید پرداخت. محاسبات خود را تکمیل کرده و نتایج قبلی خود را به اثبات رسانید که، جرم هر ستاره کوتوله سفید دارای حد نهایی است.
شناسی دعوت شد. اما پس از ایراد سخنرانی ، ادینگتون بلند شد و نتایج چاندرا را نه با منطقی علمی ، بلکه با استهزاء ادغام نظریه نسبیت خاص و آمار کوانتومی رد کرد. چاندرا دیگر سخت تحقیر شده بود. البته ادینگتون در اشتباه بود. اما مقاومت ادینگتون در برابر حد جرم چاندرا ، قابل درک بود؛ زیرا ادینگتون در همه عمرش کوشیده بود تا نشان دهد که هر ستارهای ، منفک از مقدار جرم ، شکل پایداری دارد. عقیده عموم بر این بود که کوتولههای سفید ، آخرین مرحله از رشد هر ستاره است و پس از آن انرژی ستاره تحلیل میرود، در این صورت چرا باید "حدی"برای جرم ستاره در پایان عمر آن وجود داشته باشد؟
خواهی کرد، آنها بر این عقیده بودند که نقصی در استدلال وی وجود ندارد. ولی دهه ها طول کشید تا اینکه سرانجام انجمن اختر فیزیک "حد" چاندرا را پذیرفت. این مطلب به ظاهر نادرست، که ستارگان "معمولی" میتوانند هرجرمی داشته باشند،درحالی که جرم کوتولههای سفید میتواندحداکثر 1.45 برابر جرم خورشید باشد، اکنون دیگر امری مقبول به شمار میرود. ستارگان در حین تکامل خود، از مرحلهای میگذرند که شعاع آنها ممکن است صدها برابر بیشتر از شعاع اولیه آنها باشد.
نمیشوند، در حالی که فشار تابشی نیرومندی در درون ستاره پدید میآید. برخی از اتمها ، بویژه هیدروژن کنده میشوند و ستاره کم کم جرم خود را از دست میدهد و نظریه نشان میدهد که با این روش تا 8 برابر جرم خورشید از جرم ستارگان کاسته میشود و سرانجام جرم آنها به زیر "حد" چاندراسکار میرسد. تا سال 1314 هیچ کس متوجه این موضوع نشده بود.
با واکنشهای هستهای متوالی ، مواد هسته مرکزی ستاره به آهن تبدیل میشود، در این مرحله هم چون کوتوله های سفید انرژی هستهای دیگر بدست نمیآید، وقتی که آهن مرکزی به جرم "چاندراسکار" میرسد، در اثر نیروی گرانش فرو پاشیده به ستارهای نوترونی تبدیل میشود و آنچه بر جای میماند به خارج رانده شده و نوعی ابر نواختر را ایجاد میکند. برخی از کوتولههای سفید ، مواد را از خارج جذب میکنند و هنگامی که جرم آنها به حد جرم "چاندراسکار" رسید، تبدیل به ابرنواختر میشوند و در این حالت است که نظریه چاندرا ، جایگاهی برای اختر فیزیک نوین میشود.
را پذیرفت که این رصدخانه ، بخشی از دانشگاه شیکاگو بود که چاندرا به عنوان عضوی ازآن تاپایان عمر،نخست در یرکر وسپس در مؤسسه پژوهش تحقیق فرمی ، در پردیس اصلی دانشگاه باقی ماند.پیش ازشروع کاردراین مکان ، در سال 1316 ، او مسافرتهای متعددی را در هند داشت که با هم شاگردی قدیمیاش در دوران دانشکده یعنی لالیتا ازدواج کرد.
میکرد، تا زمان بازنشستگیاش ، او بیش از 50 دانشجوی دوره دکتری را سرپرستی کرده بود. پژوهشهایش تقریبا همه شاخههای نظری اختر فیزیک را میپوشاند. او در سخنرانی جایزه نوبل خود گفت که کوششهایی که در طول زندگی به عمل آورده در هفت دوره قرار میگیرد.
کرد. در این کتابها هر موضوع بطور کامل بحث شده بود. کتاب نظریه ریاضی سیاه چالهها (چاپ 1362) به راستی ممتاز و برجسته است. چاندرا یکی از طرفداران جدی گاندی بود. در طول جنگ بزرگ دوم ، او احساس کرد که پیکار علیه آلمان ، یکی از اهداف مهم است، چاندرا با این دیدگاه همکاری در جنگ آمریکا را به صورت نیمه وقت در زمینه امواج ضربهای شروع کرد.
مسایل صدور اجازه نتوانست به آنجا راه یابد. گو اینکه به او توهین شده بود، توهینی که او و لاتینا را آزرده کرد، زیرا رنگ پوست آنها ، تیره بود. گر چه آنها در سال 1332 به تابعیت آمریکا در آمدند و میخواستند در آمریکا زندگی کنند ولی این موضوع،برای پدرش ناخوشایندبود.پدرش بارها کوشیده بود که شغل مناسبی را در هند برای چاندرا دست و پا کند. ولی پدر نمیتوانست شغلی در خور پسر در هند بیابد در این صورت کارها و جایگاه علمی پسر را چگونه میتوانست بطور مشابه فراهم کند؟
باید مجلهای ملی جهت اختر فیزیک ، انتشار دهد. تا آن زمان تقریبا گروه دانشگاهی اخترشناسی ، انتشارات مخصوص خود را داشت. به دنبال بحث و گفتگوی طولانی ، دو انجمن اخترفیزیک آمریکا و دانشگاه شیکاگو را متقاعد کرد که مشترکا ، به انتشار مجله اخترفیزیک بپردازند و چاندرا ، فداکارانه کارهای علمی دیگر را کنار گذاشت و سردبیر مجله اختر فیزیک را از سطح مجلهای محلی ، به سطح مجلهای جهانی ارتقاء داد.
فیزیکدانان شکایت داشتند که چرا مقالههایشان را چاندرا به چاپ نمیرساند و رد میکند. چاندرا میخواست اندکی هم به کاری پژوهشی بپردازد از این رو به کارکنان مجله سپرده بود که اگر دانشمندی خارج از ساعتهای اداری تلفن کرد بگویند: "اداره مجله اختر فیزیک تعطیل شده است"!
سخنرانیهایش در هر موضوعی مشهود بود، همه را تحت تأثیر قرار میداد. اسلوب نوشتههایش از نویسندگان انگلیسی یکصد سال پیش و شکسپیر حکایت میکرد و شنیدن صحبتهایش لذت بخش بود. علاوه بر اسلوب متین انشاء او کاملترین تلفظ انگلیسی را داشت. چاندرا ، اخترفیزیکدان بلند پایه و موجود زیبا و خونگرمی بود. نظرات شما عزیزان:
سلام مهدی جان .وبلاگ زیبایی داری منم لینکت کردم.درمورد پیشنهادت در باره ی ادامه مطلب ممنون دوست خوبم .موفق باشی
سلام آقا مهدی
![]() به نظرت داستان دختر آفتاب قشنگ بود ![]() راستش الان چندتا داستان نوشتم ولی وقت و حوصله تایپ کردن رو ندارم ولی به محض اینکه حسش بیاد تایپ میکنم و میذارم تو وبم ![]() ![]() داستان پسرمهتاب رو شاید بزارم ولی تا آپ بعدی چند روزی طول میکشه ![]() ![]() ![]()
نويسندگان موضوعات پیوندهای روزانه ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() پيوندها ![]() ![]() ![]() ![]()
![]()
|
|||||||||||||||||||
![]() |